اگر نباشی



بی عشق زیستن را جز نیستی چه نام است

یعنی اگر نباشی کار دلم تمام است

شهر بی یار

و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟

 

پرستو

 


حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست


من پرستوی خزان دیده و خاموش توام

بعد از تو

من با امید مهر تو پیوسته زیستم

بعد از تو؟ این مباد که بعد از تو نیستم

شرمنده ام

هر شب که انتظارت را می برم به روز

شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

سلام حال شما

خزان که قسمت ما شد بهار مال شما

دلم به یاد تو افتاد سلام حال شما